تبليغاتX
تك ستاره ي فوتبال جهان : KAZEMIAN






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



تولد تولد تولدم مبارک

                                        

 

اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم می خندیم
گاهی به هم!
اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده
:
واسه بردن بازی
روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد
گاهی باید برای بردن بازی
بین دو نیمه
دوباره متولد شد!


یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.

منم یک سال بزرگتر شدم ... یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ ... تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ ... تونستم همونی باشم که هستم ؟ ... تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ ... تونستم کسی رو نرنجونم ؟ ... تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ ...
نمی دونم ... باید فکر کنم ... شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم....ولی یکسال بزرگتر شدم...اونم خیلی سریع

 

تولدم مبارک

 

  ....................

 

 

اینم  عکس از جواد جووووووووووووووووووووووووووون

ببخشید یه کم قدیمیه

آخی چه قد بچه بوده

راستی باخت غم انگیز پرتغالم تسلیت می گم

به خدا دیشب مردم انقد گریه کردم.

بمیرم واسه کریستین.

خوب دیگه برم.

نظر یادتون نره.

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بایییییییییییییییییییییییییییییییییی


نويسنده: فائزه مورخ: جمعه 31 خرداد1387 در ساعت: 15:37
|+|



تولد

سلووووووووووووووووم

خوبین؟حتمآ که خوبید مگه میشه تولد یه آدم خیلی خیلی مهربون باشه و آدم خوب نباشه!

امروز بااینکه درس داشتم ولی گفتم به آپم

جواد جون تولدت مبارک

ایشا الله تولد ۱۰۰۰۰ سالگیت نتیجه هام تو همین وب بهت تبریک بگن

امروز خدای خیلی رو فرمم

مدرسه که کلآ با دعوا اونم با معلما گذشت

بعدشم که وقتی بر میگشتم خونه تو راه... دیدم

حالام که تولدو ووووووووووووووووووووووووووووووووووو

راستییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی تیم بسکتبال مدرسه مون تو ناحیه شد اول

کاشکی جواد واسه تولدش ایران بود

و میدید مام تولدشو جشن گرفتیم

چه کیک خوش مزه ای

اینم عکس جوادی گل

فداش شم

 

خوب دیگه برم

باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

 


نويسنده: فائزه مورخ: یکشنبه 1 اردیبهشت1387 در ساعت: 14:3
|+|



عیدونه

 

سلام

حالتون چطوره؟خوب معلومه که خوبید.همه تو حال  عیدید دیگه .

۲ روز بیشتر نمونده که ۸۶ از دستمون خلاص شه .

۸۶ با خوبی و بدیاش گذشت.

امیدوارم سال خوبی واستون بوده.(یکی نیست به من بکه آخه دختر به تو چه؟)

واسه من زیاد سال خوبی نبود،یکمیم نحس بود.

راستی جوادیییییییییییییییی گلم گفته بودکه دیگه ااشباب نمی مونه.

قربونش بشم اونم زیاد سال فوتبالیه خوبی نداشت.(به نظر من)چون همش نیمکت نشین بود.

آق دایم دعوتش نکر د،ولی خدای حقش بود دعوت شه.

فداش شم چه قد نازه.

باور کنید انقدر دوست دارم از نزدیک ببینمش.

فدای اون خندش.

امسالم که دیگه آیدین عزیز میونمون نیست.

خدا به خونوادش صبر بده .

و من یه قولی میخوام ازتون بگیرم بگیرم سفره ی هفت سین برای شادی روحش دعا کنید.

راستی امشب مواظب خودتون باشید.

تا مثل حاجی فیروز نشینید سر سفره هفت سین.

راستی امروز ماهیم مرد.

ماهیم ماهیای قدیم حداقل تا آخر فروردین میموندن.

ولی خالا نمیزارن عیدم بیاد.

اینم از آخرین آپ سال 86 .

با ارزوي 12 ماه شادي 52 هفته خنده 365 روز سلامتي 8760ساعت عشق 525600 دقيقه برکت 315300ثانيه دوستي سال نو پيشاپيش مبارک.

خوب دیگه برم.(زیادی حرف زدم)

دوستون دارم

بووووووووووووووووووووس

پس فعلا...

 


نويسنده: فائزه مورخ: سه شنبه 28 اسفند1386 در ساعت: 9:33
|+|



سلام

خوبید خوشین

امشب بعد ار ۳۹ روز اومدم آپ کنم  باو کنید اصلا حوصلشو نداشتم فقط به دو دلیل

یکی اینکه فردا ایران بازی داره (به خاطر جواد )یکیم به خاطر اینکه فردا ۴۰مین روز در گذشت آیدینه

۴۰روز به همین زودی گذشت .

امروز خدای خیلی حال داد .

بعد از کلاس فیزیک با دوستام رفتیم خیابون متر کردن.

هر مغازه ی عطر فروشی یا عروسک فروشی که می رفتیم همه اومده بودن واسه روز والنتاین   کادو بخرن .

راستی دیروز کارناممو گرفتم .

انظباتم ۱۷ بود نمی دونم چرا ؟

من دختر خوبیم به خدا فقط مدیرم باهام لجه به خاطر اونه بهم انظبات ۱۷ داده .

چند تا عکس از جوادی میزارم براتون ببخشید قدیمیه آخه چیزی پیدا نکردم.

قربونش بشم

 

چه قد خوشگله

 

شما ها حدس میزنید ایران می بره یا می بازه خدا کنه ببره .

این مطلبو یه جا خونده بودم دلم نبومد واستون نزارم.

 

 

 

الو ... الو... سلام

کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟

پس چرا کسي جواب نميده؟

يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس .بله با کي کار داري کوچولو؟

خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.

بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ...

هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم .

صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟

فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگي خدا

باهام حرف بزنه گريه ميکنما...

بعد از چند لحظه هياهوي سکوت ؛

بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..ديگر بغض امانش را بريده بود بلند بلند گريه کرد وگفت:خدا جون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟اين مخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ بشي؟آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟

نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن.

مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نيستيم؟پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک:آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه...کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.

کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .دنيا براي تو کوچک است ...

بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي...

کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت.....

 

 

قربونتون برم

نظر یادتون نره

تا آپ بعدی

بااااااااااااااااااااااااااااای

 


نويسنده: فائزه مورخ: سه شنبه 16 بهمن1386 در ساعت: 21:46
|+|



خدا حافظ قهرمان

 بیوگرافی آیدین نیکخواه بهرامی

نام و نام خانوادگی:آیدین نیکخواه بهرامی

اصالت:آذری

متولد
۱۶/۱۱/۱۳۶۰

وضعیت تاهل :مجرد

اولین عضو یک خانواده ی
۴ نفری

دارای یک برادر به نام محمد صمد نیکخواه بهرامی

پدر و مادر هر دو دارای مدرک تحصیلی دکترای فیزیک(اتمی و هسته ای)

از دوران دبستان بسکتبال را شروع کرده

اولین باشگاه:چمران تهران

باشگاه کنونی:صبا باتری تهران

قد:
۲۰۵ سانتی متر (۵سانت از برادرش بلندتره)

ماشین:
۲۰۶

دانشجوی رشته ی تربیت بدنی(دیپلم ریاضی)

شماره پا:
۴۸

هم پستی های او در تیم ملی :برادرش(محمد صمد)-حامد آفاق

-محمد رضا اکبری

همیشه با برادرش جروبحث داشتن حتی در اردوهای تیم ملی!!!

شماره ی پیراهن در باشگاه صبا:
۹ در تیم ملی :۸

عاشق اینترنت (صمد: اصلا آيدين هيچ‌وقت توي اتاق نيست.

شب‌ها فقط موقع خواب مي‌آيد تو اتاق. فقط دنبال اين است كه

يك كامپيوتر پيدا كند و برود توي اينترنت.)

هم اتاقی با برادرش در همه ی اردوهای تیم ملی

اسم ساعت:لانگوئينگ (حدود 700 هزار تومان
)

 

کی باورش می شد

جمعه با دختر خالم تنها خونه بودیم

تلویزیونو که روشن كردم

دیدم یه گزارش از آیدین و صمد پخش می کرد نمی دونید چه قد حال کردم

یه دفعه مجری گفت مراسم تشیع آیدین ساعت ۹.۳۰

باورم نمی شد دختر خالم شروع به گریه گرد

من که گیج شده بودم .

انگار یه چیزی قلبمو فشار می داد .

برام قابل هضم نبود .

انگار دیروز بود که از نزدیک دیدمش

باورم نمی شد

آخه من اندازه جواد دوسش داشتم

آمادگی مرگ همه رو داشتم جز اون

آخه اون خیلی جوون بود .

کاشکی جوونا اصلا نمی مردن .

اینم چند تا عکس از دیروز

الهی من بمیرم

همه انتظار داشتیم اونو تو المپیک ببینیم

برای صمد از همه سخت تره

اون الان زیر یه عالمه خاک خوابیده و اضطراب بازی رو نداره

روحش شاد ...

 


نويسنده: فائزه مورخ: دوشنبه 10 دی1386 در ساعت: 7:32
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس